نقش بازي‌هاي آموزشي  در يادگيري

انسان‌ها، چه در جايگاه فردي و چه در جايگاه سازماني، براي نيل به تعالي، نيازمند آموزش هستند. در اين ميان، ابزارهاي سنتي آموزش مانند كلاس درس، رابطه شاگرد و استادي و كتاب و جزوه همچنان در راس توجهات قرار دارد. هر چند در سال‌هاي اخير، با وارد شدن ابزارهاي جديد رسانه‌اي مانند شبكه‌هاي آموزشي يا آموزش از راه دور در بستر فضاي الكترونيكي، فضاهاي سنتي آموزش متحول شده است، اما همچنان رويكردهاي سنتي برتري خاص خود را حفظ كرده‌اند.

اما بي‌ترديد روش آموزش مخزني، در كنار مزايايش كه منجر به فراگيري اين شيوه شده است، با نقطه‌ضعف‌هاي اساسي روبروست. از جمله اينكه تحقيقات نشان داده است كه حداكثر زمان بهينه يادگيري در كلاس‌هاي آموزشي تنها بين 20-45دقيقه است و پس از آن ميزان يادگيري افراد به شدت روبه كاهش مي‌گذارد. از سوي ديگر روش آموزش مخزني به دليل اينكه داراي چارچوب‌هاي مشخص است و در اين چارچوب مشخص به همگان ارائه مي‌شود، كمترين ميزان خلاقيت را در درون خود به همراه دارد و البته همگان به اين امر مستحضريم كه امروز با پاك كردن عامل خلاقيت، طي كردن مسير رشد بسيار مشكل مي‌شود.

شيوه آموزش مخزني، بر پايه رابطه شاگرد و استاد، هر چند به نماد غالب آموزش تبديل شده است، اما در كنار آن ساير شيوه‌هاي آموزشي نيز وجود دارند كه مي‌توانند آموزش را توام با خلاقيت بيشتري به مخاطبان ارائه كنند. هر يك از ما، بسياري از آموخته‌هاي‌مان، آنچه كه در اذهان و اعماق وجودمان ثبت و ضبط شده است، ناشي از دوران كودكي‌مان بوده است و شايد بازيهايي كه در آن دوران انجام داده‌ايد، آثار آن هنوز در روحيات و نحوه زندگي ما برجاست.

برهمين اساس، استفاده از بازيهاي آمــوزشي، امروز بيش از گذشته مدنظر قـــرار گرفته است. اين دوره‌هاي آمـــوزشي در قالب كارگاه‌هاي آموزشي برگزار مي‌شــود و فضايي را فراهم مي‌آورد كه مخاطبان آموزشي مي‌توانند با مشاركت در آن علاوه بر محك زدن مهارتهاي خود و آموزش درسهاي جديد، درسهاي مشاركت با سايرين را نيز بياموزند.

كارگاه «نقش بازيهاي آموزشي در پنج‌دقيقه در يادگيري» از موضوعات جديدي است كه توسط دكتر قاسم انصاري رناني از اعضاي هيئت‌علمي دانشگاه علامه‌طباطبايي مورد نظر قرار گرفته است و بناست كه اين كارگاه آموزشي به مدت دو روز ويژه اعضاي هيئت‌علمي دانشگاه‌هاي تهران در دانشگاه علامه‌طباطبايي برگزار شود. وي در گفتگويي اختصاصي با ماهنامه تدبير در ارتباط با اين كارگاه گفت: مدت بيست است كه روي موضوع بازيهاي آموزشي متمركز بوده‌ام و در اين دو سال اخير به صورت خاص روي «نقش بازيهاي آموزشي در يادگيري و آموزش» كاركرده‌ام. از سوي ديگر در همه اين سالها متوجه شده‌ام كه كلاسهاي آموزشي از انعطاف لازم برخوردار نيستند و مخاطبان را خسته مي‌كند.

عضو هيئت‌علمي دانشگاه علامه در همين ارتباط گفت: برخي از معلمان يا استادان براي ارضاي حس مسئوليت خودشان فكر مي‌كنند كه تمام وقت‌شان را بايد صرف تدريس كنند و همين امر منجر به خستگي دانشجويان و دانش‌طلبان مي‌شود.

وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه از چه زماني ايده بازي‌هاي آموزشي در ذهن شما شكل گرفته است، گفت: از دوره تحصيلم در آمريكا متوجه شدم كه مي‌توان از شيوه‌هاي ديگري براي باطراوت كردن و ايجاد خلاقيت در كلاس درس بهره گرفت، از دو سال پيش هم تلاش كردم كه اين كار را به شكل آكادميك دربياورم و همواره بر اين اعتقاد بوده‌ام كه ارائه مطالب آموزشي در قالب بازيهاي آموزشي مي‌تواند از عمق و اعتبار بيشتري برخوردار باشد و اين كارگاه آموزشي در واقع،‌ محك و آزموني براي اين ايده است تا در بين اعضاي هيئت‌علمي دانشگاههاي تهران، به اين نتيجه برسيم كه عمق يادگيري اين بازيها تا چه حد است.

انصاري رناني در پاسخ به سوال ديگري، مبني بر تاكيد بر بازيهاي آموزشي پنج‌دقيقه‌اي به ماهنامه تدبير گفت: پيش از اين موضوع بازيهاي آموزشي با شيوه‌هاي مختلف موردتوجه بوده است، به عنوان نمونه آمريكايي‌ها از بازيهاي آموزشي خيلي استفاده مي‌كنند، اما اين بازيها گاهي اوقات يك ترم، يا چندين ساعت زمان مي‌طلبد كه همين امر از اثربخشي اين شيوه آموزشي مي‌كاهد؛ براي رفع اين نقيصه در اين كارگاه آموزشي ما تنها 5دقيقه به هر بازي آموزشي اختصاص مي‌دهيم و به اين ترتيب مي‌توانيم در زمان محدودتري مفاهيم موردنظرمان را به مخاطبان‌مان ارائه كنيم.

در پرسش ديگري از استاد رناني، در ارتباط با مفاهيم قابل‌انتقال به وسيله اين بازيها پرسش كرديم، وي در پاسخ گفت: بازيهاي آموزشي در تمام رشته‌ها جايگاه خاص خود را دارد و در بيشتر رشته‌ها قابل استفاده است؛ اما در اين كارگاه‌ها بر مفاهيم مرتبط با حوزه‌هاي مديريت، اقتصاد، جامعه‌شناسي و.... متمركز مي‌شويم، اما اين بازيها در رشته‌هايي مانند پزشكي و مهندسي نيز مي‌تواند آثار بسيار خوبي برجاي بگذارد.

وي در همين ارتباط ادامه داد: من اين بازيها را روي افراد مختلف جامعه از جمله دانشجويان، كارمندان دانشگاه و حتي افراد كم سواد، كارگران و خدمه آزمايش كرده‌ام و نتايج بسيار مثبتي دريافت كرده‌ام، از جمله اينكه اين بازيها منجر به خلاقيت، اعتمادبه نفس، افزايش اثربخشي و برون‌گرايي و مشاركت بيشتر افراد شده است. مدلي را هم براي افراد تحصيلكرده يا ساير گروههاي اجتماعي طراحي كرده‌ام كه هر يك از آنها نتايج مختلفي مي‌تواند در پي داشته باشد. چوب، طناب، كبريت، كاغذ، استفاده از معما، فيلم و... از جمله ابزارهايي است كه در اين كارگاه آموزشي موردتوجه قرار مي‌گيرد.

عضو هيئت‌علمي دانشگاه علامه طباطبايي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر قابليت‌هاي بازيهاي آموزشي پنج‌دقيقه‌اي گفت: بازيهاي مديريتي در پنج دقيقه، ابزاري ساده براي درك مفاهيمي پيجيده با صرف هزينه و وقت بسيار كم محسوب مي‌شود.

وي در پايان درباره نتايج احتمالي اين كارگاه گفت: من دوازده نتيجه براي اين كارگاه مي‌توانم برشمرم. اين نتايج عبارتند از:

ü       استفاده از بازي به عنوان يك شيوه ساده آموزش در حوزه شبيه سازي

ü       يادگيري در سطح دانش، فهميدن و به كار بستن

ü       يادگيري همراه با عمل كردن

ü       انتقال سريع مفهوم در برخي از مفاهيم پيچيده

ü       ماندگاري مفاهيم انتقال‌يافته به دليل استفاده از «عمل‌كردن» و «ديدن» در كنار «شنيدن»

ü       قابليت انتقال مفاهيم در مجموعه‌هاي همگن و غيرهمگن

ü       يادگيري و مهارت‌آموزي «بازي» و «بازي‌كردن»

ü       زمينه‌سازي وتمرين خلاقيت و نوآوري با صرف هزينه و وقت كم

ü       ايجاد نشاط و رفع خستگي همراه با آموزش

ü       جلب توجه حضار در فضاي آموزشي وغيرآموزشي

ü       رفع نياز مطرح شدن براي افراد درگير با بازيها

ü       ايجاد احساس خوب در خود وديگران و آمادگي براي يادگيري بهتر و بيشتر.

در هر صورت، بازيهاي آموزشي امروزه در كنار ساير شيوه‌هاي آموزشي، مي‌تواند ضمن تقويت خلاقيت افراد، مباني مشاركت و مشاركت‌پذيري را نيز به مخاطبان منتقل كند. برگزاري كارگاه آموزشي مستقل در اين زمينه گام مثبتي در اين مسير براي نهادينه كردن جايگاه اين شيوه آموزشي تلقي مي‌شود، اميدواريم كه ساير نهادهاي آموزشي با حمايت و تقويت اين شيوه‌هاي آموزشي به گسترش كاربرد اين بازي‌ها كمك كنند.

در شماره آينده ماهنامه تدبير، گزارشي از اين كارگاه و نتايج حاصل از آن تقديم خوانندگان محترم مي‌كنيم.

بازي‌، راهي براي آموزش

کودکان روحيات متفاوتي دارند و با توجه به ويژگي‌هاي خود، بازي‌هاي مختلفي را تجربه مي‌کنند.
عواملي که در انتخاب نوع بازي کودکان دخالت دارد عبارتند از: تفاوت‌هاي فردي، ميزان سلامتي، سطح رشد جسمي و حرکتي، بهره‌ي هوشي، جنسيت، خلاقيت، فرهنگ خانواده و موقعيت جغرافيايي. بر همين اساس بازي به انواع گوناگون تقسيم مي‌شود:

 

1- بازي‌هاي جسمي:
از قديمي ترين نوع بازي‌هاست، به ابزار مخصوص نيازمند است، هم به صورت انفرادي و هم به صورت گروهي انجام مي‌شود، براي مصرف انرژي اضافي بدن و نجات يافتن از خستگي و کسالت بسيار مفيد است و رفتارهاي ناآرام و پرخاشگري توأم با عصبانيت کودک را کاهش مي‌دهد.
2- بازي‌هاي تقليدي:
کودک به تقليد نقش‌هايي مي‌پردازد که آن‌ها را باور کرده است. معمولاً بهترين شخصيت‌ها براي شروع ايفاي نقش، والدين، برادران، خواهران و دوستان هستند. کودک از ايفاي نقش آنان لذت برده و تجربه کسب مي‌کند. در دوره‌ي دبستان بيشتر نقش معلمان را تقليد مي‌کند، در حالي که در دوره‌ي نوجواني از تقليد رفتار بزرگسالان دوري مي‌کند و به تقليد رفتار همسالان مي‌پردازد که اين خود آغازي است براي هماهنگي و همسو شدن با گروه‌هاي اجتماعي و ايفاي نقش‌هاي واقعي زندگي.
3- بازي‌هاي نمايشي:
کودک در تقليد از بزرگترها از لباس و وسايل مخصوص آن‌ها نيز استفاده مي‌کند، مانند پسر کوچکي که کت پدر را به تن کرده، عينک او را به چشم مي‌زند و يا دختر بچه‌اي که کفش پاشنه‌دار مادر را پوشيده و به زحمت راه مي‌رود.
4- بازي‌هاي نمادي:

زماني که کودک دستيابي به ابزار و وسايل مورد نياز خود را غيرممکن مي‌بيند، نيازها و آرزوهاي خود را با استفاده از وسايل نمادين و از طريق بازي بيان مي‌کند. براي مثال بر تکه‌اي چوب سوار شده، اين طرف و آن طرف مي‌رود، مانند اين که سوار بر اسبي شده و آن را هدايت مي‌کند. اين نوع بازي‌ها يکي از بهترين شيوه‌هاي بازي درماني محسوب مي‌شوند.

 5- بازي‌هاي آموزشي:

مهمترين وسيله ي آموزش کودک، استفاده از وسايل بازي مناسب است، مانند مکعب‌هاي چوبي که کودک با جور کردن و دسته‌بندي کردن آن‌ها مي‌تواند با مسائل اساسي اما ساده و آسان رياضي آشنا شود. از خانه‌‌ي کوچک اسباب‌بازي براي آشنا کردن کودک با واقعيت‌هاي موجود زندگي مي‌توان استفاده کرد. بازي‌هاي آموزشي موجب تقويت حواس و رشد قواي ذهني و اجتماعي کودک مي‌شوند، به شرط آن که سعي کنيم کنترل اصلي بازي در اختيار کودک باشد و جهت و مسير آن را او تعيين کند.


6- بازي‌هاي خلاقيتي:
کودک از طريق به وجود آوردن چيزي، عقايد و احساساتش را اظهار مي‌کند، مانند نقاشي، موسيقي، خمير‌بازي، شن‌بازي و يا استفاده از لغات که او را قادر مي‌سازد تا در آينده داستان، شعر و نمايشنامه بنويسد.
توصيه‌هايي براي والدين
 به بازي کودکان اهميت دهيم، زيرا زندگي آن‌ها در بازي شکل واقعي به خود مي‌گيرد.
 تلاش کنيم تا بازي‌هاي کودکان متناسب با فرهنگ و ارزش‌هاي خانواده باشد.
 با دقت در تفکرات خلاق و پوياي کودکان در حال بازي مي‌توانيم با چگونگي شخصيت آن‌ها بيشتر آشنا شويم.
 

þ                  در بازي کودکان دخالت نکنيم اما راهنما و کمک کننده ي خوبي باشيم.

þ                  با همبازي شدن با کودکان راه دوستي‌ها را باز کنيم و راه پنهان کاري‌هاي دوره‌ي نوجواني را ببنديم.

þ                   کاري کنيم که بازي به صورت تجربه‌اي لذت‌بخش در ذهن کودک باقي بماند.
 

þ                  براي متوقف کردن بازي از امر و نهي استفاده نکنيم.

þ                   با توجه به روحيه‌ي کنجکاو کودک، به گونه‌اي او را راهنمايي کنيم که به تفکر مثبت و انديشه خلاق و سازنده دست يابد.

þ                   مراقب باشيم که محيط بازي موجب آسيب جسمي، فکري و يا رواني نشود.

þ                   در انتخاب نوع بازي، به سن، جنس و توانايي‌هاي فرزندمان توجه کنيم.

þ                   نوع و مدت زمان بازي فرزندمان را طوري کنترل کنيم که از فشارهاي هيجاني و روحي بيش از حد دور باشد (به ويژه بازي‌هاي رايانه‌اي).

þ                   براي انتخاب الگوهاي صحيح، زمينه‌ي مناسبي را براي بازي‌هاي تقليدي کودکانمان فراهم نماييم.

þ                   از محدود کردن کودک در هنگام بازي بپرهيزيم.

þ                   وسايل بازي را مناسب سن و رشد جسمي و ذهني کودک تهيه کنيم.

þ                   آداب اجتماعي و چگونگي رفتار با ديگران را ضمن همبازي شدن با کودکان مي‌توانيم به صورت غيرمستقيم به آن‌ها بياموزيم.

þ                   به مطالب و نحوه‌ي بيان کودکان در بازي به خوبي توجه کنيم، زيرا احساسات و مشکلات زندگي واقعي آن‌ها در بازي منعکس مي‌شود.

þ                   براي انتخاب همبازي‌هاي خوب، فرزندمان را غيرمستقيم راهنمايي کنيم، زيرا رفتارهاي يک همبازي خوب تاثير بسيار مثبتي در آينده‌ي او خواهد داشت.

þ                   اگر در حضور فرزندمان با وسايل موجود در خانه براي او اسباب‌بازي (ماشين، عروسک و...) بسازيم، ارتباط عاطفي ميان ما و کودکمان تقويت خواهد شد.

þ                   براي تقويت حس همکاري و مسووليت‌پذيري فرزندمان با او توافق کنيم که پس از بازي، اسباب‌بازي‌هاي خود را جمع کرده و سرجايش بگذارد و گرنه دفعه ي بعد اجازه ي استفاده از آن‌ها را نخواهد داشت.

þ                  از فرزندمان بخواهيم که اجازه دهد تا همبازي‌هايش از اسباب‌بازي‌هاي او استفاده کنند، زيرا اين کار موجب تقويت حس نوع دوستي و تسهيل در ارتباط با ديگران مي‌شود.

þ                  اسباب‌بازي بايد بتواند قدرت خلاقيت و سازندگي فرزندمان را رشد دهد. وسايل بازي جور کردني، پازل‌ها، خميربازي، گل‌رس و... اسباب‌بازي‌هاي مناسبي به شمار مي‌روند.

þ                   اگر کودکان در هنگام بازي با هم اختلاف پيدا کردند اجازه بدهيم خودشان مشکل را حل کنند. در صورتي که اختلاف تشديد شود فقط آن‌ها را از هم جدا کنيم و هرگز از يکي از طرفين، جانبداري نکنيم.

þ                   در محيط‌هاي بازي گروهي مثل زمين بازي کودکان در پارک‌ها، اجازه دهيم بچه‌ها با هم دوست شوند و بازي کنند، از وارد شدن به محيط بازي کودکان بپرهيزيم.

þ                   از همبازي شدن کودکان با افراد بزرگتر از خود به ويژه «نوجوانان و جوانان» اکيداً جلوگيري کنيم.

þ                   کودکان همواره نيازمند بازي هستند، پس اسباب بازي‌هاي مناسب هر مکان را همراه خود داشته باشيم.

þ                  کودکان بايد به مجموعه‌اي از بازي‌هاي جسمي، اجتماعي، عاطفي و ذهني بپردازند. هنگامي که فقط يکي از بازي‌ها را انجام مي‌دهند (مثلاً بازي‌هاي رايانه‌اي)، از رشد اجتماعي، جسمي و

þ                  عاطفي محروم شده و احتمال بروز عصبانيت و پرخاشگري در آن‌ها افزايش مي‌يابد.