چگونگي تشكيل شخصيت انسان
كلياتي درباره مراقبتهاي بهداشتي مادر و كودك
نمونه يك كارآفرين موفق
کلاس داری یا مدیریت کلاس
یکی از عواملی که امروزه معلمان ، مدیران و سیاست گذاران
آموزش و پرورش به عنوان موضوعی مهم و اساسی بدان توجه دارند ، عامل مدیریت کلاس
است که از دیر باز به عنوان پیچیده ترین موضوع در بهبود کیفیت آموزش شناخته شده
است . تشکیل و اداره ی کلاس با 35 نفر دانش آموز از وقت گیر ترین فعالیت های حرفه
ی معلمی تلقی می شود . هنگامی که بیشتر وقت کلاس صرف مشکلات انضباطی شود ، به طور
عملی زمان کمتری برای تدریس و یادگیری دروس باقی می ماند .
نقش نماز در شخصيت جوانان
براى پرداختن به اين موضوع كه نماز در ساختار شخصيت جوان، موجد چه آثارى بوده و نقش و تأثير آن تا چه حدى است به نظر مىرسد كه تبيين و توضيح چند مطلب در اين باب لازم و ضرورى باشد. نخست حقيقت و روح نماز است و ديگرى اهميت دوران نوجوانى و جوانى و نيز روحيه انفعالى و تأثير پذيرى اين نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجى است. به نظر مىرسد تا وقتى كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جايگاه خود را پيدا نكنند فوايد و آثار اين امر عبادى يعنى نماز در زندگى جوانان در پردهاى از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جايگاه حقيقى خود را پيدا نكند. لذا به همين خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعديل و تكامل شخصيتى و ايفاى نقش آن در زندگى فردى و اجتماعى جوانان را بيان خواهيم كرد.
احمقانه ترين سوالات از مایکروسافت
شرکت بريتيش تله کام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را که کاربران
کامپيوتري يا اينترنتي اين شرکت ارتباطي از مشاوران آنها پرسيده اند منتشر کرد. به
نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است که
حتي خود سوال کنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف
کرده اند. ليست احمقانه ترين سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان
پرسيده شده به شرح زير است:قانون هاي عجيب
در زیر قانون های عجیب و جالب دنیا لیست شده. مطمئن هستم که از خوندنش لذت خواهید برد:
- جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.
- تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای ۱۵ برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.
- مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال ۷۹ در عراق ممنوع بود
داستان كوتاه
عجب هیکلی! بلوز و شلوار تنگ و سیاهرنگ قالب تنش بودند. پیکر ورزیدهی اسکیبازان را داشت. گوئی درست باب میل من تراشیده بودندش. با وجود کفشهای پاشنهبلند، مصمم، محکم، با اعتماد بهنفس، با سر و گردن برافراشته، و با گامهای بلند راه میرفت و بازوانش را آزادانه تاب میداد. حتی موهای طلائیش به سلیقهی من کوتاه قیچی شدهبودند. چشمان آبی درشت و بیحالتی داشت. دهانش قدری بزرگ بود. اما در مجموع و در دیدهی من زیبا بود. مدتی بود که ظهرها با تعدادی از همکارانم برای خوردن ناهار به این رستوران سلفسرویس میآمدیم. رستوران در یک بازارچهی مدرن با سقف شیشهای قرار داشت و محل کار او در همین بازارچه، زیر همین سقف شیشهای و دو طبقه بالاتر بود. بعد از خوردن ناهار با همکارانش از پلههایی بالا میرفت و به دفتر محل کارش باز میگشت. هر روز عبور او از میان میزوصندلیها و بالا رفتن او از پلهها را تماشا میکردم و لذت میبردم. درست مانند لذت بردن از مناظر زیبای طبیعت؛ مانند آنکه بر ساحلی نشسته باشم و برآمدن خورشید را تماشا کنم، یا از بازی رنگها در جنگل پاییزی لذت ببرم. کموکاستیها و محدودیتهای خود را بهخوبی میشناختم و جز همین لذت تماشای طبیعی چیزی نمیخواستم. به فکر ارتباط با او نبودم.